search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

روز کورش بزرگ؟
شعر سبز دکتر شفيعی
بازگشت وبلاگ مرده

archives

November 2009
October 2009
May 2009
March 2009
February 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« May 2009 | Main | November 2009 »

روز کورش بزرگ؟

مثل اين که ديروز رو به پيشنهاد خدا می دونه چه کسی، روز کورش بزرگ اعلام کرده بودند و قسمت اينترنت فارسی زبان، از جمله بالاترين، کلی مطالب راجع به کورش داشت. البته در کل کار شايسته ايست اهميت دادن به تاريخ و گذشته، هرچند که همونطور که گفتم، در ايران تاريخ انگار فقط يعنی وسيله تفاخر. بعد هم من متعجبم که چرا بين همه شاه های ايران، از جمله شاهان مهمی مثل داريوش، مهرداد دوم، شاپور اول، قباد، خسرو انوشه روان، و... همه اينقدر روی کورش تاکيد می کنند و در مواردی مثل مهرداد يا قباد، حتی شايد ندونند کی هم هستند و چه کار کرده اند.

اما جالب تر از همه، مقدار جعلياتيست که به کورش نسبت داده می شه. جدا از صدها "ترجمه" غلطی که از منشور کورش شده و همه جا پخش می شه (حتی در مغازه کنار تخت جمشيد)، مساله درست کردن کتيبه ها و نسبت دادن گفته هاست به کورش. در منشور که بارها دوستان اسم اهورامزدا رو وارد می کنند و کلی مسائلی که در عهد عتيق در مورد کورش نوشته شده رو داخل متن منشورش می کنند. بعضی ها هم که به قدری از باغ پرت هستند که متن منشور رو فارسی باستان می دونند!

از طرف ديگه، دوستان فکر می کنند که همينطور اينور و اونور کتيبه ريخته و هرچی دلشون می خواد می نويسند و نسبت می دهند به کورش بيچاره که 2500 سال پيش کشته شده. مثلا" اينجا رو ببينيد که کسی برداشته متن ويراسته شده و يک دست و خيلی درست و حسابی تهيه کرده بعد هم منبع داده که "برگزيده ای از منشور پارسوماش، شوشيانا و پرشيا"! بقول معروف، خسن و خسين هرسه دختران ابوپکرند.

اولا" که عرض شود تعداد دقيق کتيبه های مربوط به کورش بزرگ کاملا" معلوم است و اينطور نيست که مثلا" فلان کتيبه و نوشته ای هم باقی مونده باشه که يک کسی که دوخط راجع به تاريخ ايران باستان می دونه، ازش خبر نداشته باشه. بعد، چطور شوشيانا و پرشيا؟ يعنی مشکل شما با شوش و پارس چی بود؟ بعد، پارسوماش چه صيغه ای هستش؟ منظورتون همون خوانش غلط کلمه روی کتيبه پدربزرگ کورش بزرگه که يک چيزی حدود 25 سال پيش معلوم شد در واقع بايد «پارسواش» خونده بشه؟ خوب، اين چه ربطی داره به يک منشور؟ ما اصلا" نمی دونيم پارسواش کجا هست که بخواهيم ازش منشور هم داشته باشيم!

وقتی من از اين جعليات انتقاد می کنم، خيلی ها منو به ضد وطن بودن محکوم می کنند و می گن خوب حالا چهارنفر هم از خودشون چيزی می سازند و به کورش و زرتشت نسبت می دند، بگذار بکنند که برای فرهنگ ممکلت خوبه. جواب من هم اينه که آخه مملکت ما اينقدر فرهنگ و تاريخ داره که احتياجی به ساختن و جعل فرهنگ نداريم. اگر کمی زحمت بکشيم و مدارک تاريخی واقعيمون رو مطالعه کنيم، بجای پناه بردن به چيزهايی که سال هاست در موردش بحث می شه، می تونيم خيلی فرهنگ غنی تری رو عرضه کنيم تا با جعل کتيبه و نسبت دادنش به کورش و يا نوشتن متون مدرن و چسباندنش به اوستا و زرتشت. فقط کمی زحمت لازم داره و کمی هم همت.

Comments (0) | October 29, 2009 10:01 AM



شعر سبز دکتر شفيعی

اين شعر، اولين بار در شماره نوروز 1387 مجله بخارا چاپ شده و سال ها قبل از اون (1999) در توکيو سروده شده بوده. جالبه... (با تشکر از آرش خان افشار و البته دکتر محمدرضا شفيعی کدکنی).


كهكشاني سر برآورده
از نَمِ باران و مشتي خاك
اينهمه گلهاي خورشيدي
دولتِ سبزِ رهائي را
با تمامِ هستيِ خود ميكنند ادراك

Comments (0) | October 27, 2009 08:48 AM



بازگشت وبلاگ مرده

کسانی که خبر دارند می دونند که اين وبلاگ معظم قبلا" در يک آدرس ديگری قرار داشت. به دليل کاهلی اين جانب و فراموشی بعضی ديگه، آدرس قبلی از دست رفت. اما به لطف دوستان خوبم، آرشيوش به جا مونده بود و حالا در اينجا زنده شد.

اگر پست قبلی رو بخونيد که آخرين پست بود، می بينيد که قبل از انتخابات نوشته شده. الان به نظر نوستالژيک مياد. از اون موقع، دنيا عوض شده و من هم همينطور، و طبيعتا" وبلاگ هم کمی تغيير می کنه و کرده. حالا ببينيم در اين حلول نوع سوم (با احتساب اونموقعی که روی بلاگر می نوشتم)، چطور می شه.

Comments (3) | October 18, 2009 09:07 PM