دکتر مسعود آذرنوش
مرگ هرکسی بده. هيچ کس دلش نمی خواد کسی از عزيزانش بميره. حتی وقتی کسی از عزيزان (يعنی خانواده) هم نباشه، هنوز مرگش ناراحت کننده است، بخصوص که شخصيت بزرگی باشه و آدمی که بهش به عنوان نمونه و شاخص نگاه می شه.
دکتر مسعود آذرنوش، يکی از بزرگترين باستانشناسان ايران، امروز در اثر حمله قلبی درگذشت. آذرنوش مدتها رئيس پژوهشکده باستانشناسی سازمان ميراث فرهنگی بود و استاد دانشگاه های مختلف. يکی از مهمترين کارهاش هم خفاری های حاجی آباد فارس، يک اثر از دوره ساسانی، بود. من از دو جهت با دکتر آذرنوش احساس نزديکی می کردم. يکی اينکه افتخارش رو داشتم که باهاش از نزديک آشنا شده باشم و چند دفعه در جاهای مختلف صحبت کنم، و ديگری هم اينکه دکتر آذرنوش با همون استادهايی در دانشگاه يوسی ال ای درس خونده بود که من در حال حاضر باهاشون مشغول گذراندن دوره دکترا هستم. مطمئنم که دکتر مورونی و دکتر داونی الان بسيار ناراحت هستند که يکی از متشخض ترين شاگردانشون به اين زودی فوت شده.
يادش بخير...