برگشتم
مدتی اين مثنوی تاخير شد
محلتی بايست تا خون شير شد
الان يک مطلب بلند نوشتم که توسط ام تی خورده شد! حوصله دوباره نوشتنش رو ندارم. مختصر اينکه الان لس آنجلسم، بالاخره. کلی کار دارم. دارم دنبال خونه و زندگی می گردم چون آپارتمان ندارم. متاسفم که به دليل نداشتن اينترنت، نتونستم اونطور که می خواستم جزئيات مسافرت امسال رو بنويسم، اما سعی می کنم قسمت های مهمش رو بنويسم و عکس زياد بگذارم.
تا بعد...
امام خمينی اينترنشنال!
جالب نيست که اينها رو بايد دم رفتن بنويسم؟ دو ماه بی خدادادی کشيديد، چه عذابی! منو بگو دوماه بی ايميلی کشيدم. راستش اينقدر اينترنت وصل شدن سخت بود که يکهو زدم توی فاز ساسانيان و گفتم در دوران شاپور و هرمزد که اينترنت نبود، پس می شه در اينجا بدون اينترنت هم بود. اما بميرم براتون که چقدر دلتون واسه من تنگ شد!
حالا اينها رو دارم از توی فرودگاه امام خمينی (يا فرودگاه رباط کريم يا فرودگاه قم) می نويسم. درندشت، بی در و پيکر، خالی! اما اينترنت بی سيم سرعت بالای مجانی داره و پروازها هم که طبق معمول تاخير دارند و من هم فکر کردم شماها رو از اين نگرانی که روز و شب براتون نگذاشته نجات بدم.
زنده ام، خيلی سرم شلوغ بوده، مسافرت های جالب کردم و عکس های جالب گرفتم و آدم های باحالی ديدم و کلی کيف کردم. دو هفته هم بود دنبال بليت بودم که بزنم بيرون که گير نمی يومد و بالاخره دارم می رم ترکيه که شايد از اونجا بشه راهی به اروپا پيدا کرد. يک بيست روزی اروپا هستم و دوباره هم برای يک کنفرانس بايد برم وين. انشالله دوباره می نويسم.