search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

ليست
همه چيز از همه جا...
بیست و دو بهمن
بازی شب يلدا
نامه
حسين درخشان
هزار و يک شب
دکتر مسعود آذرنوش
تاريخ ساسانيان
Paradise

archives

May 2009
March 2009
February 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« هزار و يک شب | Main | نامه »

December 12, 2008

حسين درخشان

بعد از اينکه صنم در مورد دستگيری حسين نوشت، خيلی ها دور و بر شروع کرده اند به انتقاد از حسين و کارهاش، هرچند که تعداد قابل توجه (و حتی تعجبی) هم از خودشون سعه صدر عجيبی نشون داده اند و تونسته اند به ورای پرده تعصبات شخصی نگاه کنند و ببينند که بالاخره يک آدم گرفتاره و به کمک دوستان يا همکاران يا همفکران يا حداقل هموطنانش نياز داره. فکر می کنم هدف نازلی هم همين بوده...

خيلی نامرديه که حتی خيلی ها که در مورد آزاديش صحبت می کنند، بازهم نمی تونند جلوی خودشون رو بگيرند. بله، حسين خيلی ها رو ناراحت کرده بود، چون آدم کم ظرفيت و زود جو گير بشوای هستش. از نوشته هاش معلومه که خيلی سريع تصميم می گيره و خيلی سريع خودش رو محق می دونه. اما همه اينها به دليل بی تجربگی و بی ظرفيت بودنه، نه بخاطر اينکه طبيعتش يا نفسش منفيه و شيطانی. فکر نمی کنم حسين با هيچ کسی دشمن واقعی بوده. ايده آليسمش شايد خيلی ها رو اما ازش زده کرده، و اينکه فرق بين ايده آليسم و خوش باوری رو خوب خودش متوجه نشده. در همين مورد، اين يکی از بهترين قطعاتی بود که من ديدم، هرچند که در مورد حسين بخصوص نيست.

خبرها در موردش زياده، اما تا اونجايی که من دنبال کردم و از يکی دو کانال ارتباطی يک کم خصوصی تر بهم گفته شده، هيچ اطلاعی از اتهاماتی که بهش زده اند در دست نيست. در تماس های تلفنی صحبتی راجع به اتهامات نکرده و مقام رسمی هم به خانواده اش نگفته که بهش اصلا" اتهامی زده شده يا به دليل خاصی زندانيه. در نتيجه تمام چيزهايی که اولها (دوهفته پيش) در مورد جاسوسی اسرائيل يا سفر به اسرائيل گفته می شد چرته، و همين الان هم حرف هايی که در مورد وبلاگش و مفاد موجود در اون زده می شه بازهم غير قابل تاييده.

بجای اين کارها و استفاده از موقعيت برای کوبيدن حسين يا خالی کردن عقده های شخصی يا جمعی، لطفا" کمی شرف داشته باشيد و برای آزادی يک نفر که به هرحال يا دوستمون بوده يا به گردنمون حقی داره و حداقل اينکه آدمه، کاری بکنيد.

وبلاگی برای آزادی حسين

خبر ديلی بيست در اين مورد. البته بازهم در مورد تهمت جاسوسی برای اسرائيل داره حدس می زنه و از «يکی از ايرانيان مخالف که می خواهد ناشناس بماند» نقل می کنه که يعنی کشک...

خبر به رسانه های فرنگی هم کشيده، حتی به وبلاگ های هندی...

اين خيلی جالبه، تحريم اطلاعاتی ايران اينقدر قويه که حتی نيويورک تايمز هم از ديوار و موش هاش نقل قول می کنه...

Posted by Khodadad at December 12, 2008 10:41 PM

Comments

منتظر اظهار نظر در مورد شيخ‌تون بوديم. بارک‌الله به شهامت. به مصلحت مناسب انشاالله.

Posted by: Amir at December 13, 2008 12:19 AM