search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

ليست
همه چيز از همه جا...
بیست و دو بهمن
بازی شب يلدا
نامه
حسين درخشان
هزار و يک شب
دکتر مسعود آذرنوش
تاريخ ساسانيان
Paradise

archives

May 2009
March 2009
February 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« دکتر مسعود آذرنوش | Main | حسين درخشان »

December 01, 2008

هزار و يک شب

اين خبر بی بی سی منو ياد يک مسئله ای که جديدا" اتفاقا" در موردش با کسی هم صحبت می کردم انداخت. باز کردن کامل مطلب احتمالا" احتياج به يک مقاله و يک تحقيق درست و حسابی در تاريخ ترجمه و همچنين برداشت های اروپايی از خاورميانه در سيصد سال اخير داره. اما لب مطلب رو فکر کنم بتونم به سادگی مطرح کنم. حرف اصلی هم برمی گرده به اين موضوع که ما در خاورميانه (و يا شرق معمول مورد نظر)، در عرض 150 سال گذشته، در واقع تاريخ و فرهنگ خودمون رو از روی روايت اروپاييش برداشت کرديم. اين نمونه ها و مثال های زيادی داره که از کورش و هخامنشيان گرفته تا پنج ستون اسلام و عمر خيام طول داره...

اما يکی از نمونه های بسيار جالبش، اين داستان های هزار و يک شب هستند. هزار و يک شب قراره مجموعه داستانی باشند که از عربی در اواسط قرن ف هژدهم و توسط يک عربی دان فرانسوی به نام آنتوان گالان به فرانسه ترجمه شده اند. اين مجموعه حدود صد سال بعد به انگليسی هم ترجمه شدند و در قرن نوزدهم و بيستم، جزو ادبيات غربی شدند. امروزه به هر کتابفروشی اروپايی يا امريکايي که سر بزنيد، چند نسخه از اين کتاب رو می بينيد و توی اون دورانی که بچه مدرسه ای ها عملا" کتاب می خوندند، می تونستيد ببينيد که اکثرشون اين مجموعه رو خونده بودند. يکی از چيزهايی که اين مجموعه رو بخصوص برای ايرانی ها جالب می کرده هم اسم های شهرزاد و شهريار، شخصيت های اصلی داستان بودند و حتی بر مبنای اسم شهرزاد، ريمسکی کورساکف يک اپرا هم نوشت.

تا همين جاش خوب و صحيح. اما مسئله وقتی بغرنج می شه که توجه کنيم که اين مجموعه در دوره محمد شاه از فرانسه به فارسی ترجمه شده!!! سوال منطقی اين خواهد بود که چرا از عربی نه، و چرا قرنها زودتر نه (کليله و دمنه حدود 600 سال قبلش ترجمه شده بوده...)؟ کمی تحقيق نشون می ده که خيلی از داستان های هزار و يک شب، از جمله يکی از معروفترين هاش که «علاالدين و چراغ جادو» باشه، اصلا" توسط خود گالان به مجموعه اضافه شده اند. موضوع ديگرش هم اينه که اصلا" هيچ نسخه عربی از علاالدين يا علی بابا و چهل دزد بغداد يا بعضی داستان های ديگه در دست نيست!

کل مجموعه به نظر مياد که ساخته و پرداخته شخص گالان بوده که با استفاده از چند مجموعه داستان و قصه عربی و فارسی (نظير داستان های سندباد و افسانه های مربوط به هارون الرشيد)، مجموعه ای رو گردآوری کرده و محيطی رو طراحی کرده که به ذهنيت قرن 18 و 19 اروپا در مورد خاورميانه می خورده و جور در ميامده. اين قضيه طول و عرض زيادی داره و همونطور که گفتم، بايد در موردش کلی کار کرد. اما فقط به اين نکته دقت کنيد که چند نفر از خود ما، شناختمون از فرهنگ خاورميانه از طريق همين مجموعه است و برداشت و حتی دفاعمون هم از روی همون...

Posted by Khodadad at December 1, 2008 10:46 AM

Comments

علت اینکه زودتر با فارسی ترجمه نشده شاید این باشه که اصلا داستانها فارسی بودند ولی شفاهی نقل می شدند و کسانی مثل نصرالله منشی متنی عربی نداشتند که ترجمه کنند. این هم یک احتمال دیگه می تونه باشه.

Posted by: سارا at December 1, 2008 08:38 PM

علت اینکه زودتر به فارسی ترجمه نشده شاید این باشه که اصلا داستانها فارسی بودند ولی شفاهی نقل می شدند و کسانی مثل نصرالله منشی متنی عربی نداشتند که ترجمه کنند. این هم یک احتمال دیگه می تونه باشه.

Posted by: سارا at December 1, 2008 08:38 PM

به خيلي دلايل كه براي همه شون به نوشته هاي دكتر محمود اميدسالار ارجاعتون مي دم به اين قضيه نقل شفاهي و نبود مدارك نوشتاري اعتقاد ندارم. بعيده كه از اين همه داستان اگر به صورت مجموعه وجود داشته اند نسخه اي در دست نباشه. نقل شفاهي خودش داستانه! حتي متون نقالي (طومار نقالان) هم ازشون نسخه هاي متعددي در دست هست...

Posted by: khodadad at December 2, 2008 05:39 AM

These and related questions about the history and politics of translation are really fascinating to me as well. By the way, I finally bought Touraj Daryaee's "Sasanian Iran." I just started it but i'm really enjoying it. I just wish they had included some kind of transliteration chart. Anyway, thanks for introducing the work.

Posted by: Niki at December 5, 2008 06:17 AM